سلام میکنم خدمت دوستان خوبم تقریبا از آخرین پستی که گذاشتم بیش از 1 سال میگذره و پست جدید من درباره زندگی در شهرستان و موقعیت هایی که از دست رفت! و البته مسیری که طی کردم در زندگی و فراز و نشیب های بسیاری که داشتم.

نمیدونم دقیقا چه سالی بود بخاطر علاقه شدیدم به کامپیوتر با دنیای برنامه نویسی هم آشنا شدم. یادمه اون زمان برنامه نویسی برای اندروید خیلی مورد بحث بود و همه میرفتن دنبالش و البته پول بسیار خوبی هم توش بود و منم متاسفانه مثل خیلی ها به خاطر همین موضوع سعی کردم وارد دنیای برنامه نویسی اندروید بشم.

زندگی در شهرستان

شروع با شکست

ولی چیزی که خیلی زود باهاش رو به رو شدم شکست بود! چرا؟ چون فقط به پول فکر میکردم و هیچ علاقه ای به برنامه نویسی اندروید نداشتم. تو همین درگیری بود که به خودم گفتم ایمان چرا نرفتی سمت وب؟ تو که همیشه علاقت این بود که بری قالب های داغون بلاگ فا رو تغییر بدی و همیشه لذت میبردی! خوب شاید علاقت همین باشه.

بلاخره انتخاب درست

البته بازم اطمینان نداشتم از انتخاب خودم ولی بلاخره سمت برنامه نویسی فرانت اند قدم برداشتم و پیشرفتی توش داشتم که خودم باورم نمیشد راهی رو که میدیدم دوستان در چندین ماه طی میکنن رو من در نصف اون زمان طی میکردم و این علاقه من رو به برنامه نویسی فرانت اند زیادتر میکرد.

در اوایل کار بودم که اگه اشتباه نکنم نیروی انسانی شرکت pay.ir به من پیشنهاد همکاری داد و خوب برای من که خیلی تجربه بالایی نداشتم همچین پیشنهادی خیلی عالی بود ولی بعد صحبت کردن به دلایل اینکه در شهرستان زندگی میکنم موفق به همکاری نشدم.

این یکی از اولین ضربه هایی بود که در اون سال ها خوردم و خوب کار ریموت هم اصلا جا نیافتاده بود در ایران.

ورود به دنیای طراحی

بعد از چندسال کار برنامه نویسی با دنیایی اشنا شدم به اسم طراحی رابط و تجربه کاربری البته از قبل هم همکار هایی داشتم ولی خوب انقدر غرق دنیای خودم (برنامه نویسی) بودم که اصلا توجه ای به رشته های دیگه نداشتم.

نمیدونم چی شد که یهو منو کشید داخل خودش انگار نه انگار اصلا برنامه نویسی رو میشناختم و عاشقش بودم.

طراحی رابط کاربری رو شروع کردم و بخت باهام یار بود و از همون اول مشتری اومد سمتم ولی چون اوایل کارم بود برای رضایت مشتری مجبور بودم هم طراحی کنم و هم برنامه نویسی. البته پول هر دو رو میگرفتم.

بعد از کمی کار طراحی رابط کاربری وارد حوضه تجربه کاربری شدم که بسیار دشوار تر از مورد اولی بود و منو درگیر خودش کرد و کارم شد شبانه روز مقاله بخونم و دوره شرکت کنم تا بتونم تجربه کاربری یا همون UX رو بهتر درک کنم.

ضربه دوم

چند وقتی رو درگیر این موضوع بودم که از طرف شرکت مبین نت خواستن با من تو بخش طراحی همکاری کنن که بازم بخاطر اینکه تو تهران زندکی نمیکنم رد شدم. البته نکته جالب این بود که چندسال پیش وقتی تو یه گروهی عضو بودم یه بخشی از مبین نت رو بنده کدنویسی کرده بودم و البته خودشون نمیدونستن 🙂

ولی خوب این دفعه ضربه جدی بهم وارد نشد و دلیلش هم این بود که دیگه عادت کردم چون شرکت های کوچیک دیگه ای هم این موضوع براشون مهم بود و باهم به مشکل میخوردیم.

آخرین ضربه فنی

چند وقت پیش که یه پیشنهاد همکاری این دفعه از های وب دریافت کردم و رزومه خودم رو براشون فرستادم و چند روزی درگیر این مسائل بودیم یهو بحث اصلی شکل گرفت!

و این برای من تعجبش بیشتر از پیشنهاد های قبلی بود و دلیلش هم این بود که کرونا در یکی دوسال اخیر باعث شده بود کار ریموت بیشتر به چشم همه بیاد و احساس کردم دیگه اکثر کمپانی ها این موضوع رو درک کرده باشن ولی خوب متاسفانه تو ایران ما همیشه باید تو یه چیزی عقب باشیم!

آقای آقاپور آیا شما امکان کار در تهران رو دارین؟

این داستان چندسالی بود که من در حوضه برنامه نویسی و طراحی فقط به خاطر شهرستانی بودنم از دست دادم و باور کنید اگه زندگی در تهران آش دهن سوزی بود من خیلی وقت پیش نقل مکان میکردم.

سختی های زندگی در تهران

دوستان خوبی داشتم که در چند سال اخیر به تهران نقل مکان کردن و از سختی های اون برای من صحبت کردن از هزینه های وحشناک مسکن از هزینه های رفت و آمد از ترافیک از آلودگی وحشتناک از زندگی تنهایی و… که آدم احساس میکنه مهاجرت کنه به یه کشور دیگه احساس راحت تری داره.

نظر شما چیه؟ آیا شما با در زندگی در شهرستان مشکل دارین؟ هدف من از پست ( اشتراک گذاری زندگی در شهرستان و موقعیت هایی که از دست رفت! ) فقط اشتراک گذاری اتفاقاتی بود که برای من افتاد و امیدوارم برای شما نیفته.