بخشی از این دکلمه زیبای شریفی نیا متعلق به مولاناست ولی بقیه رو متاسفانه اطلاعی ندارم… این شعر رو ایشون کامل در خندوانه اجرا کردن و منه بیکار هم نشستم همه رو تایپ کردم براتون :)) راستی کلیپ هم براتون گذاشتم.

دکلمه زیبا شریفی نیا

  • روز ها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
  • زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود بکجا میروم آخر ننمایی وطنم
  • مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
  • طی شد این عمر تو دانی به چسان پوچ و بس تند چنان باد دمان
  • همه تقصیر من است این که نکردم فکری که تعمق ننموندم روزی ساعتی یا آنی
  • که چسان میگذرد عمر گران کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط
  • فارق از نیک و بد و مرگ حیات همه گفتن کنون تا بچه ست
  • بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن
  • من نپرسیدم هیچ که پس از این از چه رو نتوان خندیدن نتوان فارغ و وارسته زغم همه شادی دیدن
  • همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن
  • من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چرو بایدم نالیدن هیچ کس نیز نگفت
  • هیچ کس نیز نگفت زندگی چیست چرا می آییم بعد از این چند صبا به کجا باید رفت به چه سان باید رفت
  • با کدامین توشه به سفر باید رفت من نپرسیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
  • نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
  • همه گفتن جوان است هنوز بگذارید جوانی بکند بهره از عمر برد کامروایی بکند
  • بگذارید که خوش باشد و مست بعد از این وی را عمری هست
  • یک نفر بانگ برآورد که اون از هم اکنون باید فکر فردا بکند دیگری آوا داد
  • که چون فردا بشود فکر فردا بکند سومی گفت همان گونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش همچنین فردایش
  • با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دیر بگذشت آن همه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت
  • نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی     عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی
  • چه توانی که ز کف دادم مفت     من نفهمیدم و کسی مرا نیز هیچ نگفت
  • قدرت عهد شباب میتوانست مرا تا به خدا پیش برد       لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات
  • آن کسانی که نمیدانستن زندگی یعنی چه رهنمایم بودند عمرشان طی میگشت بیخود و بیهوده
  • و مرا میگفتن که چو آنها باشم که چو آنها دائم فکر خوردن باشم فکر گشتن باشم
  • فکر تامین معاش فکر ثروت باشم فکر یک زندگی بی جنجال
  • کس مرا هیچ نگفت که زندگی خوردن نیست زندگی گشتن نیست زندگانی کردن فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست
  • ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش میفهمم حال میپندارم هدف از زیستن این است رفیق
  • من شدم خلق که با عزمی جزم پای از بند هوا ها گسلم پای در راه حقایق بنهم
  • با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بُخل مملو از عشق و جوانمردی و ذوق
  • در ره کشف حقایق کوشم    شربت جرئت و امید و شهامت نوشم    زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
  • آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم شمع راه دگران گردمو با شعله خویش رهنمایم به همه گرچه سراپا سوزم
  • من شدم خلق که مثمر باشم نه چنین زاید و بی جوش و خروش عمر برباد و به حسرت خاموش
  • ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش میفهمم حال من میفهمم کین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت
  • کودکی بی حاصل نوجوانی باطل وقت پیری غافل به زبانی دیگر کودکی در غفلت نوجوانی شهوت در کهولت حسرت
  • آه روز ها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
  • زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود بکجا میروم آخر ننمایی وطنم
  • مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.

 

کلیپ دکلمه زیبای شریفی نیا هم با اجرای عالی در زیر براتون گذاشتم :

 

راستش من خودم خیلی از دکلمه زیبای شریفی نیا که اجراش کرد خوشم اومده گفتم بزارمش تو وبلاگ شاید شما هم لذت بردید.